خدايا بازم مثه هميشه به تو پناه مي برم،به تويي كه تو هر شرايطي به دادم
رسيدي،به تويي كه تو اوج نا اميدي بهم اميد دادي و تموم درداي منو درمون
كردي،تويي كه تو اوج تنهايي فقط تورو داشتم كه به حرفاي دل شكستم گوش
ميكردي و اون وقت بود كه مي فهميدم كسي هست كه نا گفته هامو گوش
كنه و به اين دل خستم دلگرمي بده.
خدايا به بزرگي و عظمتت پناه مي برم،و مثه هميشه باهات حرف دارمو ازت
كمك مي خوام چون تو تنها كسي بودي كه غربت لحظه هاي جدايي رو تو
وجودم حس كردي و ديدي كه چه غريبانه ذره ذره اب شدمو تو خودم شكستم.
بهم بگو حالا كه برگشته چي كار كنم؟؟؟
مي دوني چيه: ازين موضوع هم خوشحال شدم هم ناراحت،خوشحال واسه
اينكه هميشه انتظاراين روز رو ميكشيدم و ناراحت واسه اينكه احساس كردم
راه برگشتي واسم نمونده.یه حس عجیبه،یه حسی که منو بین دودلی و شک
میزاره.
خيلي سخته يكي رو كه دوست داري و هيچ وقت نبودشو حتي نمي تونستي
تصور كني حالا كه برگشته بهش بگي نه...
خدايا به اون مهربونيت،به اون عدالتت،به اون بخشندگيت قسمت ميدم كمكم
كن،كمكم كن كه ديگه اشتباه نكنم،كمكم كن تا درست ترين راه رو انتخاب كنم.
اي خداي بي كسي ها به دادم برس،كمكم كن كه فقط تورو دارم...