![]() |
![]() |
|
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام به همراهان همیشگی من به دوستای مهربونم
من اومدددددددددددددددددددددم اما ابن بار با چشم گریون نه. با لب خندون باورتون نمیشه چقدر دلم واستون تنگ شده میدونم دعاهای شما خیلی بهم کمک کرد راستی نماز روزه هاتون فبول باشه از همتون ممنونننننننننننننننننننننننننننننم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 2:44 توسط ستاره |
|
|
خدايا بازم مثه هميشه به تو پناه مي برم،به تويي كه تو هر شرايطي به دادم رسيدي،به تويي كه تو اوج نا اميدي بهم اميد دادي و تموم درداي منو درمون كردي،تويي كه تو اوج تنهايي فقط تورو داشتم كه به حرفاي دل شكستم گوش ميكردي و اون وقت بود كه مي فهميدم كسي هست كه نا گفته هامو گوش كنه و به اين دل خستم دلگرمي بده. خدايا به بزرگي و عظمتت پناه مي برم،و مثه هميشه باهات حرف دارمو ازت كمك مي خوام چون تو تنها كسي بودي كه غربت لحظه هاي جدايي رو تو وجودم حس كردي و ديدي كه چه غريبانه ذره ذره اب شدمو تو خودم شكستم. بهم بگو حالا كه برگشته چي كار كنم؟؟؟ مي دوني چيه: ازين موضوع هم خوشحال شدم هم ناراحت،خوشحال واسه اينكه هميشه انتظاراين روز رو ميكشيدم و ناراحت واسه اينكه احساس كردم راه برگشتي واسم نمونده.یه حس عجیبه،یه حسی که منو بین دودلی و شک میزاره. خيلي سخته يكي رو كه دوست داري و هيچ وقت نبودشو حتي نمي تونستي تصور كني حالا كه برگشته بهش بگي نه... خدايا به اون مهربونيت،به اون عدالتت،به اون بخشندگيت قسمت ميدم كمكم كن،كمكم كن كه ديگه اشتباه نكنم،كمكم كن تا درست ترين راه رو انتخاب كنم. اي خداي بي كسي ها به دادم برس،كمكم كن كه فقط تورو دارم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 0:16 توسط ستاره |
|
|
سلام به همراهان هميشگي من،به شمايي كه تو هر شرايطي منو تنها نذاشتين چه تو غصه هام قابل توجه كساني كه فكر ميكردن من مردم : بابا من زنده ام،دستي دستي منو كشتينا،به خدا من زنده ااااااااااااااااااام. خوب ديگه بريم تو حس و حال خودم امشب خيلي خوشحالم،خوشحال تر از اون چيزي كه فكرشو كنين.به يه عالمه نتيجه رسيدم ميدونين چيه حالا واقعا به اين جمله اعتقاد پيدا كردم كه اگه چيزي از خدا خواستي و بهت نداد بدون داره موقعيت بهتر ازونو واست فراهم ميكنه و بهترينو بهت ميده درسته منم يه زماني تو اوج ناراحتي از خدا گله مي كردم كه چرا؟؟؟ اخه چرا بايد سرنوشت من اينطوري رقم بخوره؟؟؟ مرتكب شده بودم كه بايد تقاصشواينطوري پس بدم؟؟؟؟ اما حالا مي فهمم تو هر كار خدا يه حكمتيه پس بايد صبر كرد و ديد... ديگه از خدا گله ندارم،خيلي هم خوشحالم چون اون بود كه كمكم كرد كه با تموم سختيها كنار بيام و خودمو با شرايط جديد وقف بدم. ديگه از هيچ كسي ناراحت نيستم حتي از دست تو... فقط ارزو ميكنم به تموم ارزوهات برسي چون خوشبختي تو خوشبختي منم هست خودت ميدوني با توام،تويي كه تموم زندگيم با تو بودن خلاصه ميشد ميدونم خدا خودش كمكمون ميكنه همونطور كه تا الان به دادمون رسيده توام اميدت به خدا باشه و حرف اخر: اين ديوونگيه كه از همه ي گلهاي رز تنها به خاطر اينكه خار يكي از ازونا در دستمون فرو رفته متنفر باشيم،كه همه ي روياهايمون رو تنها به خاطر اينكه يكي ازونا به حقيقت نپيوسته رها كنيم،كه اميد خودمون رو به همه چيز از دست بديم به خاطر اينكه در زندگي يه بار با شكست مواجه شديم، كه از تلاش و كوشش دست بكشيم به خاطر اينكه يكي از كارامون بي نتيجهمونده.که همه ی دستایی رو که برای دوستی به سوی ما دراز می شن به خاطر اینکه یکی از ذوستامون رابطه مون رو زیر پا گذاشته رد کنیم و بالاخره هیچ عشقی رو باور نکنیم به خاطر اینکه در یکی ازونا به ما خیانت شده!
به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوونگی هانشیم... و به یاد داشته باشیم... شانسهاي ديگري هم هستند... دوستي هاي ديگري هم هستند... عشق هاي ديگري هم هستند... نيروهاي ديگري هم هستند... پس تنها بايد قوي و پر استقامت باشيم و همه روزه در انتظار روزهاي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 2:38 توسط ستاره |
|
|
دوست دارم از شما بگم ببخشيدا جسارته اگه بگم شما گلي كه مايه ي خجالته يه بسته ي ناقابله پيشكش چشماي شما پس مي فرستي ميدونم دل مثه كارت دعوته منتظر يه فرصتم، حضوري خدمت برسم خيلي ببخشيدا اما سر شما كي خلوته قرار بودش كه من ديگه عاشق هيچ كسي نشم نمي دونم اسمش چيه يا وسوسست يا قسمته راحت بگم اون دلي كه خودش يه خونه بود چشمش به دنبال شماست منتظر يه فرصته يه چيزي قلب عاشقو بد جوري اتيش ميزنه موندن پاي عشق، نظارته خونه ي ما تا خونتون اونقدرا دور نيست نازنين مشكل و درد من فقط نداشتن سعادته يه شب نمي دونم چي شد رد شدي از تو خواب من از اون به بعد همش ميگم خوابم يه جور عبادته
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 23:14 توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اسمان ابري است و دل من ابري، اسمان دلش خوش است زيرا قهر خورشيدش طولي نمي كشد ولي من چه كنم كه خورشيدم را براي هميشه از دست داده ام...؟!
21 سال پیش روزی که چشمانم را با گریه به این دنیا باز کردم نگاهی منتظر به من لبخند زد در حالی که محکومیتم را به زندگی تبریک گفت... اکنون صدای ناله روز اول بچگی بغضی در گلو و اشکی در چشمانم شده. طعم زندگی را با داستانهایی چشیدم که هر روز بر کتابخانه ی روحم افزوذه می شد،شنیدن موسیقی را دوست دارم زیرا یادآور خاطرات تلخ و شیرین روزهای گذشته است،خانواده را دوست دارم زیرا همیشه و در همه حال همراه و راهنمای من در طول زندگی بودند و تنها مامن ارامش من هستند. کلام اخر:هر جای این دنیا هستین واسم دعا کنید،محتاج دعای تک تک شما عزیزان هستم. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|